20
جولای

کبود و پر شکسته، خون چکان و خسته می آید

السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده

شکسته می نویسم ماجرای کوچه و در را
کسیکه باورش دارد گرفته حال مضطر را

علی با سبقه ی خیبر خجل از روی زهرا شد
چو دیده بین نامردان قد رعنای یاور را

رخی که همسرش پوشانده اسرار نهان دارد
ندیده مرتضی آن هجمه ی مابین معبر را

کبود و پر شکسته، خون چکان و خسته می آید
شکایت از دو تن دارد، نگوید داغ دیگر را

سپر شد، بار خود را نذر مولا پر خطر کرده
بنازم کار کوثر را، بنازم شان مادر را

زمان گفت و گو با تو عاشقی ها بود
دگر با رفتنت بردی تمام عشق حیدر را

علی احمدیان -جنت

برچسب‌ها:

Accessibility