20
جولای

چگونه جسم تو را شب به خاک بسپارم

بسم الله الرحمن الرحیم
«یَا فَاطِمَةُ كَلِّمِینِی فَأَنَا ابْنُ عَمِّكَ عَلِیُّ»

نشسته ام به کنار تو باز کن چشمت
علی بدون تو در این جهان نمی ماند
دو زانویش به بغل زینبت هراسان است
ببین حسین کنار تو «حمد» می خواند
ز چه حسن به رخت اینچنین نگاه کند
ز راز کوچه فقط اوست خوب می داند
کبودی رخ و سیلی و چادر خاکی
چگونه این غم سنگین به سینه بنشاند
چه گفته ای تو به فضه دلش پرآشوب است
هماره بر لبش «امن یجیب» می راند
مدینه شهر غریبی است هرکه را دیدم
مقابل رخ من چهره را بپوشاند
نشان آن لگد و تازیانه بر بدنت
خدای، ریشه آن دست و پا بخشکاند
وصیتی که نمودی به من چنان سخت است
دعا نما که علی بر تو صبر بتواند
چگونه جسم تو را شب به خاک بسپارم
ز فضه خواه که اطفال تو بخواباند

زهیر دهقانی آرانی

برچسب‌ها:

Accessibility