20
جولای

لکه ی تاریکی به روی روشنی صفحه ی دنیا افتاد

جان جانها افتاد
چه بگویم که در آن لحظه چه غوغا افتاد

گذر جمعی پست
سوی کاشانه ی آن گوهر والا افتاد

ز چنین غوغایی
لرزه در هر طرف عرش معلی افتاد

نه فقط در بالا
شور و بلوا ز غم اندر دل دریا افتاد

تک و تنها ای وای
بیت حق در وسط کینه ی اعدا افتاد

با کف شیطانی
آتش کین به در خانه ی مولا افتاد

لگدی بر در خورد
بین دیواره و در ام ابیها افتاد

میخ در سینه نشست
کشته شد محسن و دردانه ی طاها افتاد

قد خاتم تا شد
تا که بانوی علی عصمت کبری افتاد

فضه را کرد صدا
بی رمق غرق به خون لاله ی حمرا افتاد

لکه ی تاریکی
به روی روشنی صفحه ی دنیا افتاد

چه غم جانکاهی
ذره ذرات فلک از نفس و نا افتاد

سخنی زهرآلود
منتشر شد همه جا روی زبانها افتاد

که تو دیدی آخر
شد شکسته کمر حیدر و از پا افتاد

رضا_آهی

برچسب‌ها:

Accessibility