20
جولای

توازعلی و پیمبر بهانه تر شده ای

بسم الله الرحمن الرحیم

((تولد تمام خوبی ها – حضرت زهرا (سلام الله علیها ))

همین که اسم تو در شعر شاعران آمد
تمام قافیه هایش از آسمان آمد

توآمدی و شکفتی و با نفس هایت
دوباره فصل بهاری به این خزان آمد

مگرنه این که غزل مثنوی آینه ای
که از زبان خداوند مهربان آمد

خدا به طالع هستی نوشت : یا زهرا
به جسم مرده ی عالم دوباره جان آمد

از اسم تو به قلم حس معنوی آمد
که ناگهان غزلم سمت مثنوی آمد

وجود گرم توبر شعر روشنی بخشید
و با حضور تو عالم به روی ما خندید

به جای بارش باران امید باریده ست
به مثنوی کلماتی جدید باریده ست

ببین چگونه قلم روی برگ می خندد
و مثل ضد گلوله به مرگ می خندد

سلام گرم خلایق به محضرت تقدیم
تمام ظلم و ستم در مقابلت تسلیم

زمانه با تو به شوقی عجیب می آید
که از حوالی تو بوی سیب می آید

اگر که جان پیمبر پر از غم و درداست
اگر هوای زمانه برای او سرد است

دوباره گرمی او را تو علتی زهرا
نماد بارز لطف و محبتی زهرا

بکش به روی سر عشق از کرم دستی
که پاره ی تن پیغمبر خدا هستی

تویی که ازهمه ی برتران شدی برتر
خدانوشته برای تو سوره ی کوثر

چه خوانم اسم قشنگت: محدثه،زهرا
زکیه، راضیه ،مرضیه ،انسیه ، حورا

زمین و اهل زمین از نسیم تو خوشبو
نسیم نرگس و یاس و شقایق و شب بو

عصاره ی همه گل ها نشسته در دستت
زبان حضرت حافظ دوباره سر مستت

((دل رمیده ی مارا انیس ومونس تو
به غمزه مسئله اموز صد مدرس تو))

تویی که عطر وجودت شمیم نرگس شد
((ستاره ای که درخشید و ماه مجلس شد))

فقط تویی که درخشیدی و شدی چون ماه
تویی تمامی عمرم برای من همراه

به غصه ی دل شیعه تو خاتمه هستی
تویی شفیعه ی محشر تو فاطمه هستی

به هر تبسم خود زهر را عسل کردی
و باز مثنوی ام را پر از غزل کردی

به شام تارجهان مژده ی سحر شده ای
به فطرس دل هرشیعه بال و پر شده ای

شبیه ماه شبی که نشسته در برکه
تو در وجود خدیجه ((کما قمر)) شده ای

سه تا بهانه اگر داشت خلقت عالم
توازعلی و پیمبر بهانه تر شده ای

تو آمدی و به کوری چشم ابتر ها
درخت نسل نبی و پر از ثمر شده ای

عجب تناقض شیرین و با مسمایی
تو دختری و سپس مادر پدر شده ای

خوش آمدی به جهان ای تمام جان جهان
فدای مقدم تو جان شاعران جهان

مجتبی خرسندی

برچسب‌ها:

Accessibility