18
جولای

تـیغِ اَبرویِ تو بُرَّنده تر از شمشـیر است

تـیغِ اَبرویِ تو بُرَّنده تر از شمشـیر است
رشته یِ دل به سَرِ گیسوی تو زنجیر است
عشق توعشقِ حسین است…وَعالمگیر است
سر سِپردن درِ این خانه اگر تقدیر است…

به قـضا و قَـدَرم دسـت نباید بزنید
صاحبـم آمـده آری کفِ مـُمـتَد بزنید

من ابالفضلی اَم و صاحبِ من این آقاست
پسـرِ شیرِ خـدا تاجِ سرِ شیرِ خداست
مادرش حُجـب و حیـا…او یَـلِ ایثار و وفاست
عرشْ پایِ عـَلَمِ رایـه العـباسی هاست

قبله یِ قـلبِ من و قلـّه یِ ایثـار تویی
افتخارِ عَلَم این است علمـدار تویی

آمدی تا غَمـی از سینه یِ ما برداری
مثـلِ بابا عـَلـَمِ دیـن و وِلا برداری
تو شـفایی چه نیاز است دَوا برداری
رو به مِـحراب اگر دستِ دعا برداری

می شود قلبِ گدایِ تو حسینی باشد
شـبِ قـدرِ همه بیـن الحرمینی باشد

شده آوای علی وُّ حسن و ثارالله
ذکـرِ لا حـولَ وَلا قـوَّهَ الّا باالله
پسر شیر خداوند پس از بسم الله
زیر لب گفته که لبّـیک ابا عبدالله

قمری بود که خورشید به دورش چرخید
علی از جانبِ حق خَم شدُودستَش بوسید

عَـلـوی مَسلـَکی از ایل و تبارِ حیدر
آمـده تا که شـود قـوّتِ قـلبِ دِلـبـر
روزِ موعود خودش یک نفره صد لشکر
ذکرِ تکـبیرِ لبِ اوست قـرارِ خـواهر

بیرقِ کرب و بلا را که به کف می گیرد
معرکه عطر و بویِ شاهِ نجف می گیرد

ایّـها النـّاس گـدایِ حـرمِ عـبّاسم
همـه یِ عمر به زیـرِ عـَلـَمِ عبّاسم
شاعری باشم اگر محتشمِ عبّاسم
بی قـرارِ غـمِ ارباب و غمِ عبّاسم

شبِ مـیلادِ علـمدار زبان می گیرم
تشنه یِ جامِ وصالم ندبه خوان می میرم

حسین ایمانی

Accessibility