تفاوت رابطه جنسی و خودارضایی

اعتیاد به خود ارضایی

راهنمایم از من پرسید آیا اگر من هر روز یک رفتار خاص جنسی را انجام دهم اما هرگز برون‌ریزی جنسی (ارگاسم) نداشته باشم، هوشیارم؟ (مثالی از رفتارهای جنسی گذشته خود زد). در اینجا فورا بی‌عقلی خودم را با آن چیزی که راهنمایم گفت، دیدم. من مهارت خوبی در وارسی اشکالات دیگران دارم، اما این قابلیت را در مورد بررسی‌کردن خودم ندارم. دیدن ناهوشیاری در رفتاری که راهنمایم برایم گفت، آسان بود، اما مشاهده ناهوشیاری در رفتار بی‌عقلانه خودم کار سختی بود. بدین علت است که چرا من به تنهایی نمی‌توانم هوشیار شوم؛ من به انجمن و راهنما نیاز دارم تا بی‌عقلی مرا به من نشان دهند. و خدا از طریق این‌ها بر روی من کار می‌کند.

عبارت «رابطه جنسی با خود» برایم کمی مبهم به نظر می‌آمد – وکیلی که در هوشیاری جنسی هم درصدد متخصص‌شدن بود. وقتی به SA پیوستم، متوجه شدم این چهار واژه به معنی «خودارضایی» است، که واقعا یکی از بُروزهای مشخص بیماری‌ام بود. بنابراین در ابتدای بهبودی، «رابطه جنسی با خود برقرارنکردن» به معنی «خودارضایی نکردن» بود. بسیار خوب.

یک بُروز دیگری از بیماری‌ام بودن در کلوب‌های رقص بود. من می‌توانستم زندگی‌ام را تعطیل کنم و ساعت‌ها به یک کلوب رقص بروم و شهوت کنم اما خود را هرگز به صورت جنسی لمس نکنم. آیا این برای من به معنای هوشیاری در SA بود؟ اینجا زمانی بود که در یک دادگاه عالی در درونم راجع این موضوع استدلال می‌کردم که من هرگز خود را لمس نکردم، پس «به صورت تکنیکی» هوشیار هستم.

بعد از گذشت سال‌ها از بودنم در SA، به این واقعیت رسیده‌ام شهوت‌کردن و رفتار اجباری جنسی، انجام برون‌ریزی جنسی نیست. وقتی یک رفتار اجباری جنسی را دنبال می‌کنم، اگر واقعیت را بگویم، برون‌ریزی جنسی در واقع بدترین بخش آن است؛ زیرا تخدیر شهوت برایم از بین می‌رود. حالت تخدیر در شهوت‌کردن وجود دارد. جایی که اعتیادم می‌خواهد در آنجا زندگی کند، از لحظه‌ واردشدن حقه شهوت به ذهنم، تا لحظه برون‌ریزی جنسی است. در این حالت معتادکننده‌‌ام، این زمان ممکن است از چند دقیقه تا یک هفته یا حتی بیشتر طول بکشد. طرح رفتارهای غیرعادی جنسی، نگهداری‌ام در این مکان است – جهان تاریک شهوت مطلق.

بدین‌ترتیب این بسیار ضروری است که در بهبودی‌ام با راهنمایم صادقانه درباره شهوت‌کردن‌هایم و رفتارهایم صحبت کنم. هوشیاری من پیروی از برخی توصیفات تکنیکی نیست، بلکه آن درباره پیروی از یک روش روحی است.

خودارضایی، صرف کردن زمان در یک کلوب رقص، مشاهده پورنوگرافی (فیلم‌های مستهجن)، جستجوی تصاویر عاشقانه جنسی، پرسه‌زنی در پارک‌ها به امید یافتن فرد یا یک موقعیت جنسی، و یا زدن حرف‌ها و بحث‌های جنسی، همه راه‌هایی هستند که باعث تحریک و بهم ریخته شدن من می‌شوند. همه این‌ها مرا وارد محدوده شهوت می‌کند، همان‌جایی که اعتیادم می‌خواهد من در آن‌جا زندگی کنم.

مهم‌ترین بخش حرف‌هایم در اینجا صحبت‌کردن با راهنمایم و دیگران درباره افکار خراب و عجیب و غریب در ذهنم است – خوب است اجازه دهم من که یک وکیل هستم، موضوع‌ام را از یک عضو هوشیار بپرسم، و نه آنکه آن را در دادگاهی در ذهنم بررسی کنم. اگر آن را برای خودم نگهدارم، رفتارهایم را توجیه و تفسیر عقلانی خواهم کرد.

اما وقتی آن را از ابر ذهنم بیرون می‌آورم، معمولا می‌توانم خبر دیوانگی‌ام را بشنوم، و راهنمایم یا دوست بهبودی اغلب خواهند گفت، «واقعاً؟ به نظرت این ایده خوبی؟؟!»

ترک خودارضایی (استمنا)

اعتیاد به خودارضایی

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , ,

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *