28
فوریه

ترک خودارضایی (استمنا)

در دیدگاهی که جهان را با آن می‌نگرسیتم در آن زمان، آن (خود ارضایی) تنها چیزی بود که مرا از انجام کارهای بسیار بدتر نگه می‌داشت. به نظر می‌رسید خودارضایی می‌تواند برای مدتی تمناها و خواسته‌های مرا محصور و محدود کند. فکر می‌کردم ترک (متوقف‌کردن) خودارضایی فقط باعث سخت‌تر شدن متوقف‌کردن انجام کارهای خطرناک‌تر می‌شود. اما اعضای SA برایم توضیح دادند رفتارهایم واقعا بیماری‌ام را تغذیه می‌کنند، و اینکه آن‌ها موجب تحریک‌ مخدرهای درونی‌ام می‌شوند که مرا همچنان در مشکل نگه می‌دارند. بنابراین من در حالت ناامیدی متوقف شدم.

من در حالت ناامیدی به انجمن معتادان جنسی گمنام آمدم، درست در موقعیتی که فقط چند ماه دیگر تا یک مرگ غیرمترقبه و ناگوار فاصله داشتم. باید کارهای خطرناکی را که انجام می‌دادم را متوقف می‌کردم. من باید این کار را انجام می‌دادم. اما در اولین جلسه SA، آن‌ها به من گفتند، باید خودارضایی را (متوقف) ترک بکنم، و من شوکه شدم

اما این مشکل دیگری را ایجاد کرد. بدون رهاکردن خود ارضایی، مطمئن بودم زندگی‌ام واقعا سخت خواهد بود. قبلا برای ترک کردن تلاش کرده‌بودم، و ترک کردن فقط هر چیزی در زندگی‌ام را بدتر کرده بود. من حساس، عصبی و مضطرب راجع هر کسی و هر چیزی می‌شدم. در همه اوقات احساس محرومیت می‌کردم. این چطور ممکن بود که من بدون عادتم زندگی را بگذرانم؟

یک هفته بعد، هنگامی که در حال خواندن کتاب معتادان جنسی گمنام (کتاب سفید) بودم، مطلبی را در صفحه ۸۸ دیدم که اشاره کرده بود به «هوشیاری عاطفی». چشمانم را بازتر کردم و یک ماژیک لایت یافتم تا آن واژه‌ها را علامت بزنم. این همان چیزی بود که من می‌خواستم. ایده هوشیاری جنسی خالص ترسناک به نظر می‌رسید. آنچه من نیاز داشتم یک شکلی از هوشیاری عاطفی بود که باعث تغییر نگرش‌هایم به سمت زندگی شود و آرامش را بر پایه یک زندگی روزانه برایم ایجاد کند.

اعتیاد به خودارضایی

برچسب‌ها:, ,

Accessibility