2
نوامبر

نظر استيون هاکينگ درباره اندازه سیاه چاله ها

استیون هاوکینگ

استیون هاوکینگ

آيا واقعاً مثل ذرات ريز اتم عمل مي کنند يا نه اما اين ارتباط بين بزرگترين و کوچکترين از هم اکنون نزاعي را بين دو فيزيکدان برجسته ايجاد کرده است. “يکي از آنها ،”استيون هاکينگ و ديگري که زندگيش را به عنوان يک لوله کش در “برانکس” جنوبي آغاز کرد و حالا از سياهچاله ها براي توسعه انقلابي ترين ايده در فيزيک از زمان حيات “البرت اينشتاين” تا کنون بهره مي برد ايده اي که کاملاً حقيقت را واژگون مي کند.

سياهچاله ها عظيم ترين اجرام در جهانند . بعضي از آنها وزني به اندازه يک بيليون بار بيش از خورشيد ما دارند. اما هيچکس واقعا نمي داند آنها حقيقتا چقدر بزرگند همه اين جرم مي تواند در فضايي کوچکتر از يک اتم جا بگيرد.

و اين همانجاست که فيزيک از خط خارج مي شود “تئوري نسبيت کلي “البرت اينشتاين جاذبه را به خوبي توصيف کرده است اما اين تئوري تنها براي اجرام بسيار بزرگ عمل مي کند نه براي بلوکهاي بسيار کوچکي مثل اتمها ما دانش بسيار زيادي از زمان “اينشتاين” به بعد به دست آورده ايم اما جاذبه هميشه نسبت به هر چيز ديگري در طبيعت از درک ما خارج بوده ،ماده در يک طرف است و جاذبه در طرف ديگر. و آرزوي عظيمي از جمع کردن اين دو در کنار هم وجود دارد.

آرزويي از درک آنها به عنوان يک قانون فيزيک اولين قدم در ،الحاق فيزيکي جرم بسيار بزرگ و بسيار کوچک در 1974 و حاصل تراوشات ذهن “استيون هاکينگ” بود ،”تئوري بسيار کوچک ،”مکانيک کوانتوم مي گويد که فضا بايد مملو از ،ذرات و ضد ذرات باشد که جفت جفت به ظهور مي رسند . و بعد هم يکديگر را در ثانيه اي بعد نابود مي کنند. اين ذرات براي مدتي کوتاه وجود دارند.

و به عنوان بخشي از واقعيت به شمار نمي آيند. فيزيکدانها ، آنها را ذرات مجازي مي نامند اما “هاکينگ” دريافت ،که يک مکان خاص در جهان وجود دارد که در آن ، اين ذرات ، مي توانند به واقعيت بپيوندند ،در اطراف يک سياهچاله خطي نامرئي در فضا وجود دارد (Event Horizon)”موسوم به “افق رخداد ،خارج از اين خط جاذبه چاه ضعيفتر از آن است که نور را به دام بيندازد.

اما در درون آن ، هيچ چيز نمي تواند کشش آن را دفع کند.اگر يک جفت ماده ذره اي ،درست در خارج از “افق رخداد” فرم بگيرند يکي از اين جفتها ممکن است از اين نقطه عبور کند و  ،پيش از ترکيب دوباره ، ديگر باز نگردد . به درون سياهچاله سقوط کند و جفت خود را …براي فرار از تشعشع واقعي رها کند . “تشعشع هاکينگ” ،اگر “هاکينگ” درست بگويد سياهچاله ها در واقع نبايد سياه باشند. بايد بدرخشند…آنهم در حدي خيره کننده. هيچکس تا کنون تشعشع “هاکينگ” را در مسير يک سياهچاله به دام نينداخته است.

در حقيقت بسيار نادر است و سياهچاله ها بسيار دور از دسترسند و اين هم احتمالاً هرگز ممکن نخواهد شد. اما “جف استاينهار” معتقد است که راهي را براي آزمايش تئوري “هاکينگ” يافته است و با اين کار، موجي از شوک را به سوي دنياي فيزيک روانه کرد.او تنها انسان روي زمين است.  که يک سياهچاله را از نزديک ديده است در حقيقت ، او آموخته است که چگونه يک سياهچاله توليد کند. سياهچاله من اصلاً خطرناک نيست. يک سياهچاله صوتيست که مي تواند تنها امواج صوتي را ببلعد.

،فقط از 100.000 اتم ساخته شده که ماده بسيار اندکيست و من مطمئنم که همسايه هاي من عاشق اين هستند که من يک سياهچاله صوتي به دور آپارتمانم بکشم ولي اين اتفاق نخواهد افتاد.

در اوقاتي که او در زيرزمين دپارتمان فيزيک “تکنين” در اسرائيل نباشد. در طبقه بالا و در آزمايشگاهش است.

“دستور العمل “جف استاين هار درباره ساخت يک سياهچاله صوتي با اندازه کوچکي از اتم “روبيديُم” شروع مي شود که تا 459- درجه فارنهايت سرد مي شود. در حال کار با اين اتمهاي بسيار سرد به يک پديده اي برخوردم.

وقتي که اتمها در واقع ،سريعتر از سرعت صوت غوطه مي خورند امواج صوتي ،که بر خلاف اين غوطه وري در حرکتند نمي توانند جلوتر بروند. و اين يک مقايسه با سياهچاله واقعيست .

که در آن امواج نور نمي توانند از جاذبه پر قدرت آن فرار کنند. با وجود آنکه اين سياهچاله تنها قادر به ،به دام انداختن صداست، و نه نور اما همان قوانين مکانيک کوانتوم درباره آن هم صدق مي کند به همان صورتي که در اقوام کيهانيشان هم صادق است.

اگر تئوري “هاکينگ” درباره سياهچاله ها درست باشد جف” بايد قادر به رديابي”فرار امواج ريز صوتي باشد .

،بايد يک جفت موج صوتي وجود داشته باشد . .يکي در راست و يکي در سمت چپ

برچسب‌ها:, , , , , , , , ,

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است

شما اولین نفر باشید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Accessibility