1
نوامبر

‫چه چیزی پس از مرگ وجود داره؟‫چطور ممکنه بدونیم؟

جهان پس از مرگ

جهان پس از مرگ

ولی بعضی از مردم فکر می کنن میدونن. ‫چون تا لب مرز مرگ رفتن. ‫غواص محقق سابق، دیوید بنت ‫یکی از اون آدم هاست.

‫طرفای سال 1983، ‫به دور از سواحل کالیفرنیا ‫طوفانی تا ارتفاع  ‫حدوداً 9 متر از سطح دریا به وجود اومد ‫و بعدش ما شروع کردیم که به سمتش بریم. ‫و بعد یهو ناگهانی، ‫از اون 9 متر افتادیم پایین.. چون کشتی ما روی اون 9 متری رفته بود .

‫اونقدر سریع… ‫و بلافاصله لغزیدیم، ‫و من یه لحظه اون بالا رو نگاه کردم و ‫موج بعدی داشت می اومد ‫و دقیقاً صاف اومد روی سرمون ‫من جلوی کشتی بودم، ‫منو پرت کردتوی دریا ‫و منم همینطوری مثه این عروسکای کهنه ‫سقوط کردم و داشتم می رفتم اون پایین ‫تو فقط یه میزان مشخصی ‫میتونی نفست رو نگه داری. ‫بعدش به یه نقطۀ رهایی میرسی، ‫و دیگه بی خیال و نا امید میشی ‫و به جاش آب نمک تنفس می کنی ‫و این، یه جورایی خیلی سخته و بی رحمانه س ‫که اینجوری بمیری .

‫-نمیدونی تا چه عمقی رفته بودی پایین؟

‫نمی دونستم،
‫هوشیاریم نسبت به ‫بدنم و اقیانوس رو در اون لحظه ‫به صورت کامل از دست داده بودم. ‫بعدش متوجه این نور شدم… ‫میلیون ها میلیون شکاف ‫نوری بود.‫که از همه رنگی بودن، ‫و همه ـشون داشتن می رقصیدن ‫و می چرخیدن ‫ولی خب یه جورایی انگار همه ـشون ‫از یه منشاء خاصی منتشر می شدن ‫و این نور نامحدود بود.

‫-چی فکر می کردی؟

‫آیا چنین تجربه ای رو فقط احساس کردی، ‫یا داشتی در موردش فکر می کردی؟ ‫خب، یعنی، میدونستم ‫که دیگه توی کانزاس نیستم، >(از ایالت های غرب میانۀ آمریکا)< ‫می دونستم بدنم رو ترک کردم، ‫و هر چقدر به اون تودۀ نور ‫نزدیک تر می شدم، ‫انگار کاملاً برام آشنا بود . ‫و، و یه رابطه ای وجود داشت ‫که خیلی خیلی عمیق تر از ‫هر نوع رابطه ای بود که تا ‫حالا اینجا داشتم. ‫و بعدش به یه نقطۀ مشخصی رسیدم ‫که این میلیون ها شکاف نور حرف زدن ‫و اونا گفتن ‫”هنوز زمان تو فرا نرسیده.” ‫’تو باید برگردی، ‫تو یه هدفی داری’ ‫من داشتم بدنم رو می دیدم ‫و یه جورایی هیپنوتیزم شده بودم، ‫چون که می دونستم قراره ‫برگردم به اون بدن. ‫و به محض اینکه یه سری ‫موج های دیگه اومدن ‫بدنم رو کوبوندن به تموم اون ‫خرابه هایی که به وجود اومده بود ‫و یه مقداری از اون آب نمک ‫از ریه هام خارج شد، ‫و بعدش همون موقع بود که فهمیدم ‫برگشتم به بدنم.

  • ‫چه مدت اون زیر، توی آب بودی؟
  • ‫آره، خدمۀ کشتی که ‫دنبالم می گشتن ‫گفتن که یه چیزی بین 15 تا 18 دقیقه اونجا بودم، ‫‫

‫-پس تو بین 15 تا 18 دقیقه
‫بدون تنفس هوا، اون زیر بودی.

‫درسته. ‫خیلی خُب. ‫پس، دیوید، تمام این چیزایی که به ‫من گفتی، داستان منحصر به فردی بود.

  • ‫آیا این باعث میشه که به‫زندگی پس از مرگ باور داشته باشی؟
  • ‫من به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارم. ‫من متعقدم که وجودمون، ‫روحمون ‫هر چیزی که میخوای اسمش رو بذاری،  ‫به زندگی کردن ادامه میده

 

 

برچسب‌ها:, , , , , , ,

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است

شما اولین نفر باشید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Accessibility